تبليغاتX
کانون ترانه اصفهان


کانون ترانه اصفهان





















تاریخ جلسه :  88/8/13

شروع جلسه :  16:45

پایان جلسه :    18:45

مکان جلسه : خانه هنرمندان

اعضای حاضر : 20 نفر

شروع جلسه با ترانه ای از کتاب " می بوسمت ای ماه " از حسن علی شیری که تو سط آقای بکرانی دکلمه شد ، بود.سپس  ترانه ی اول آلبوم " عموزنجیرباف " باصدای روزبه نعمت الهی وشعری از مولانا پخش شد  و به نقد رسید. به نظر دوستان آهنگ های این آلبوم تا حدی متمایز ومتفاوت است. و عمده علت آن شاید به دلیل نوع اجرای خواننده است و گرنه شاخصه ی مهمی نمی توان برای موسیقی و کلام آن پیدا کرد .به نظر بعضی از دوستان مولانا شعر را بر روی موسیقی در مجالس صوفیه می خوانده و این بهترین دلیل برای ترانه بودن این شعر است اما چون این موسیقی همیشه همراه مولانا نبوده و فقط مربوط به بعضی از شعرهای مولانا می شده، نمیتوان نام ترانه سرا به مولانا داد.

حال اگر  بخواهیم این اثر را ترانه محسوب کنیم، نکته ی مهمی که وجود دارد این است که این ترانه درواقع تلفیقی از سه شعر مولاناست، دو شعر وصالی و یک شعر فراقی که همین موضوع باعث از هم گسیختگی معنایی آن شده است .این ترانه دارای سه قسمت مجزا از هم است که احتمالا بر حسب انتخاب آهنگساز بوده است. در واقع سه شعر با زبانی متفاوت ، با هم جمع شده که  تغییر وزن در  این ابیات ، به خوبی نمایانگر آغاز و پایان هربخش است و همانطور که گفته شد از نظر  معنایی ، دارای یکپارچگی نیست . چرا که شعر میانی ( بی همگان به سر شود ) به نوعی بیانگر فراق و هجر است و دو شعر بالا و پایین از وصال سخن می گوید . هر چنر ساختار نوشتاری که برای این تلفیق انتخاب شده یک ساختار قرینه ای است اما با توجه به از هم گسیختگی معنایی نتواسته فرم خوبی به این تلفیق بدهد به طوریکه حتی با برداشتن بخش سوم شعر هیچ ضربه ای به آن وارد نمیشود که این امر ضعف بزرگی را نشان میدهد .

از دیگر عیوب این کار ( و دیگر آهنگای این آلبوم ) در اجرا ، عدم استفاده از پتانسیل واژه ها  است.

استفاده از اصوات که در بسیاری از اشعار مولانا مشاهده می شود نیز آهنگین بودن زبان مولانا را به خوبی نشان میدهد.

حضور سکوت در این آهنگها  بسیار ضروری بوده که هیچ استفاده ای از آن نشده است و سرعت  بالای خواننده در خواندن ابیات ،  از ارزش کار کاسته است.

در موفقیت این اثر ، صدا وسیما بسیار موثر بوده است. از عوامل دیگر موفقت اینآلوبم را میتوان پرهیجان بودن موسیقی این ترانه در مقایسه با  بی هیجان بودن ترانه های دیگر صداوسیما نام برد.

در بخش بعدی جلسه ترانه ی " مشرقی عاشق " از مسرور نعمت الهی با صدای روزبه نعمت الهی پخش شد. کلام و موسیقی این ترانه دارای جنبه هایی از حماسه است و به نظر دوستان محوریت این کار موسیقی بوده است نه ترانه ! یکی از عیوب این کار 5 مصرعی بودنِ ترجیع بند آن است که به نظر دوستان " حوصله ی مخاطب را سر خواهد برد ". ارتباط عمودی  در ابیات ، دراین ترانه فراموش شده به طوریکه با  تغییر جایگاه هر بیت تغییری در کار پیش نخواهد آمد.

 در بخش آخر، ترانه ی " عموزنجیرباف " از مسرور نعمت الهی و صدای روزبه نعمت الهی پخش شد. در این ترانه نحوه ی ادای کلمات بسیار ضعیف بوده و بعضی کلمات را با چند بار شنیدن میتوان تشخیص داد .در این ترانه ها جای تصویر سازی ترانه ای چه عینی و چه ذهنی ، و نیز عدم توجیه ابیات توسط همدیگر بسیار خالی است .  این ترانه از لحاظ ریتم شکل بسیار ضعیفی از  یکی از آهنگهای  " فرهاد" است.

در آخر راجع به نقد ترانه های ضعیف گفتگو شد که آیا لزومی در نقد آثار ضعیف هست یا نه ،  که به نظر برخی اعضا،  نقد این نوع کارها ، معایب بیشتری را برای ما هویدا میکند که می توان با پی بردن به آن و عدم به کارگیری آنها ، باعث رشد ترانه ها شد .

جلسه با ترانه خوانی 11 نفر از اعضا به پایان رسید.

موضوع جلسه بعد کانون ترانه مبحث " قافیه در ترانه " است که به این منظور به خوانش و بحث در مورد مقاله ای  با این مضمون می پردازیم.
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 0:53 توسط کانون ترانه| |

جلسه نهم کانون ترانه چهارشنبه 88/8/13 خانه هنرمندان اصفهان.

موضوع : نقد آلبوم عمو زنجیرباف ، روزبه نعمت اله


خواجه سلام عليك گنج وفا يافتي

دل به دلم نِه كه تو گم شده را يافتي

گم شده را يافتي

همچو سلام عليك همچو عليك سلام

طبل خدايي بزن كين ز خدا يافتي

كين ز خدا يافتي

اي مطرب خوش غاغا تو قي قي و من غوغو

تو دق دق و من حق حق تو هي هي و من هو هو

چون مست شوم جانا در هجر سخن گوييم

من كان و لا كانَ يا من هو الا هو

يا من هو الا هو

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود

بي تو نه زندگي خوشم بي تو نه مردگي خوشم

سر ز غم تو چون كشم بي تو به سر نمي شود

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود

بي تو نه زندگي خوشم بي تو نه مردگي خوشم

سر ز غم تو چون كشم بي تو به سر نمي شود

اي مطرب خوش غاغا تو قي قي و من غوغو

تو دق دق و من حق حق تو هي هي و من هو هو

چون مست شوم جانا در هجر سخن گوييم

من كان و لا كانَ يا من هو الا هو

يا من هو الا هو

خواجه سلام عليك گنج وفا يافتي

دل به دلم نِه كه تو گم شده را يافتي

گم شده را يافتي

همچو سلام عليك همچو عليك سلام

طبل خدايي بزن كين ز خدا يافتي

كين ز خدا يافتي


ترانه : سلام عليك

 آلبوم :عمو زنجير باف

 ترانه سرا : مولانا

آهنگساز و خواننده: روزبه نعمت اله

تنظيم: پيام قرباني

اي ياد تو در گوشه به هر گوشه ي خاكم

اي سرو جوان وطن اي شاخه ي تاكم

اي باغ بهار آينه   اي خنده ي باران

اي روشني خانه و اي لاله ي پاكم

اي روشني خانه و اي لاله ي پاكم

تو پنجره ها را به سحرگاه گشودي

پيوسته چراغ رهه تاريك تو بودي

اي مشرقي عاشق و اي لاله ي مومن

با نور نشستي و از آيينه سرودي

قلب وطن از قلب تو پيوسته تپيده

اين عشق ببين خانه به خورشيد كشيده

سيمرغي و ققنوس و امرداد و نميرا

چون اختري از خاك به افلاك رسيده

سيمرغي و ققنوس و امرداد و نميرا

چون اختري از خاك به افلاك رسيده

اي ياد تو در گوشه به هر گوشه ي خاكم

اي سرو جوان وطن  اي شاخه ي تاكم

اي باغ بهار آينه  اي خنده ي باران

اي روشني خانه و اي لاله ي پاكم

اي روشني خانه و اي لاله ي پاكم

گلبانگ تو در باغ كشاندست قناري

از عطر تو آزاد شود باد بهاري

اي سرو ترين سرو كه بال و پَر تو سوخت

خاكستر تو ذره به هر ذره از آري

گلبانگ تو در باغ كشاندست قناري

از عطر تو آزاد شود باد بهاري

اي سرو ترين سرو كه بال و پَر تو سوخت

خاكستر تو ذره به هر ذره از آري

اي ياد تو در گوشه به هر گوشه ي خاكم

اي سرو جوان وطن اي شاخه ي تاكم

اي باغ بهار آينه اي خنده ي باران                                            

اي روشني خانه و اي لاله ي پاكم                                           

اي روشني خانه و اي لاله ي پاكم                                          

                                                                             

 

ترانه: مشرقي عاشق

آلبوم: عمو زنجير باف                                       

ترانه سرا: مسرور نعمت الهي                                     

آهنگساز و خواننده:

روزبه نعمت الهي

 تنظيم: اميد راهبران


نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 0:9 توسط کانون ترانه| |

ميخواي بري رها شي ميخواي پرنده باشي

ميخواي يه جا نپوسي بري ماه و ببوسي

بري و ماه و ببوسي

ميگي سهمت از دياح كو ميگي خو نت توي ماه كم

ميگي كه سياه ِ جاده ميگي كو چراغ راه كو

ميگي كو چراغ راه كو

نمي دوني كيا بودن نميدوني كيا رفتن

 زير آوار زمونه چه ستون هايي شكستن

چه ستون هايي شكستن

نمي دوني كيا بودن نميدوني كيا رفتن

 زير آوار زمونه چه ستون هايي شكستن

چه ستون هايي شكستن

عمو زنجير باف زنجيرا رو بافتي

دور پام انداختي

عمو زنجير باف زنجيرا رو بافتي

ديوارا رو ساختي سقف و روم انداختي

كجا برم رها شم چه جورر پرنده باشم

چيكار كنم نپوسم چه جور ماه و ببوسم

چه جور ماه و ببوسم

كجا برم رها شم چه جورر پرنده باشم

چيكار كنم نپوسم چه جور ماه و ببوسم

چه جور ماه و ببوسم

 

 

 

ترانه : عمو زنجير باف

آلبوم : عمو زنجير باف

ترانه سرا: مسرور نعمت الهي

آهنگساز و خواننده: روزبه نعمت الهي

تنظيم : پيام قرباني

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 0:1 توسط کانون ترانه| |

محل جلسه : خانه هنرمندان

شروع جلسه :   40: 16

پایان جلسه :     30: 18 

اعضای حاضر :   20 نفر

در شروع جلسه آقای بابایی فر مقاله ی کوتاهی پیرامون ترانه در ایران باستان ارائه کردند و توضیحاتی پیرامون این موضوع ارائه کردند . سپس ترانه ای از کتاب  می بوسمت ای ماه دکلمه شد .این جلسه با نقد ترانه ای از .......؟  آغاز شد ، پیش از نقد ترانه مطالبی راجع به کنسرت و نحوه ی اجرای آن بازگو شد. از دوستان به خاطر هماهنگی هفته ی گذشته از فعالیت های کانون سپاسگذاری شد . با دکلمه ی ترانه ی جدید خانم مرادی نقد ترانه ی ایشان شروع شد. نکته ی بارز این ترانه بار احساسی در واژه هاست . راجع به استفاده  از واژه هایی که نیاز به مرجع دارند  و رمز گشایی نشده اند در این ترانه صحبت شد و همچنین قرار گرفتن چند کلمه در کنار هم که یک مصوت را به کرات استفاده کرده باشند . شاعر می دانسته که با مصرع اول می خواهد ترانه را به پایان ببرد ، به همین دلیل دایره ی واژگانیه خاصی را در نظر گرفته ، به همین دلیل محدود شده و نتوانسته دستی باز در نگارش داشته باشد و تکرار کلمه ی من در این ترانه به درونی بودن و حسی بودن کا ربه وضوح اشاره می کند . روند ترانه سؤالات زیادی را برای مخاطب بوجودمی آورد ، که این سؤالات به دلیل نداشتن جواب و توجیه رد شده است . شروع این ترانه خوب است ، ولی اتفاقی که مخاطب منتظر آن است اتفاق نیفتاده و به کار ضربه وارد کرده است. برداشت مفهوم ابیات به طوری که مخالف مقصود ترانه سرا نیز یکی از دلایل تشویش محور ترانه است . که در این ترانه نیز این اتفاق افتاده است . اگر ترانه سرا می خواهداز یک بیت برداشت های مختلف داشته باشد باید ابیات دیگر را به گونه ای بنویسد که در کاربرد معانی متفاوت ، ارتباط عمودی ابیات حفظ شود .

در ادامه ترانه ای از آقای میثم مزروعی به نقد رسید . پیرامون روایی بودن یا نبودن ایشان گفتگو شد ، و هر دو موضع با توجیه هایی نظر خود را ارائه کردند ، در مورد جایگاه استفاده از افعال در ترانه بحث شد . مقید بودن ترانه سرا به قافیه در این ترانه نکته ی مثبت کار بود . و در بخش آخر  نیز ترانه ای از نگار داستان پور به نقد رسید . نکته ی بارز این ترانه شبیه بودن فرم و محتوی دایره ی واژگان به ترانه های یغما گلروئی است . این ترانه با توجه به زبان منسجمی که داشت اما بیت خاصی ندارد که از حرف های روزانه خارج شده باشد و به اصطلاح کشفی در این ترانه رخ نداده است . و به نظر دوستان نیاز به ویرایش دارد تاتبدیل به یک ترانه ی کامل شود.

  و در آخر تجدید نظری راجع به گروه بندی اعضا صورت گرفت و جلسه با ترانه خوانی 16 نفر به پایان رسید .  

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 15:2 توسط کانون ترانه| |

  سلام و خسته نباشید ... از لطف همه ی دوستان ممنون .

جلسه هشتم کانون ترانه اصفهان چهارشنبه 16:30 خانه هنرمندان اصفهان برگزار میشود. سه ترانه از دوستان به نقد گذاشته خواهد شد .


عروسک ! قصه دروغ بود ، گول زدن ما رُ دوباره
نو عروس ، کفش ِ بلوری ، وقت ِ شب به پا نداره

شازده ی قصر ِ طلایی ، تو قمار ِ غصه باخته
دنیامون حتی تو خوابم ، غول ِ جادویی نساخته

ژنده پوش ِ عصر ِ امروز ، دیگه تا ابد فقیره
آخه شاهزاده نمی خواد ، جاش ُ اون گدا بگیره

عروسک ! هیچی نمونده ، واسه آغاز ِ دوباره
جز تویی که برق ِ چشمات ، تا همیشه موندگاره

واسه ی نوشتن از نو ، تو همیشه بهترینی
می شه اینبار جور ِ دیگه ، طرح ِ دنیا رُ بچینی

دستای تو حکم ِ دشنه ، زیر ِ این سقف ِ کبوده
تو بزرگ شدی عروسک ! کی میگه واسه تو زوده!

عروسک ، یاغی ِ شب باش ، سر بده همیشه فریاد
بذار نسل ِ این اسارت ، بشه با دست ِ تو آزاد

توی آینه ها تویی که ، جای آدما می شینی

باورم میشه که هستی ، می تونی من ُ ببینی!


نام ترانه : عروسک( بهم می گفت عروسک! )

ترانه سرا : نگار داستان پور



بیا وُ با برگشتنِت، منو برگردون به من
مالکِ روح ِ من بیا، روحمُ برگردون به تن
بیا که من عاشقی رو،بیش از همه هستم بلد
نذار بمونه رو دلم،حسرت ِ دستات تا ابد
با من بمون،از من بخون،بیش از این آتیشم نزن
از شاخه های ِ دلِ من،میوه ی ِ احساسُ بکن
فقط کنارِ من بشین،غیرِ من هیچ کس رو نبین
بیا نذار که بیش از این،آلوده شَم به این زمین
دل ِ زمین گیر ِ منُ بکش به دنبال ِ خودِت
بذار دل ِ زلال ِ من ،بشه فقط مال ِ خودِت
بذار که با دستِ خودِت رها بشم از بی کسی
بذار دلم آسوده شه،از این همه دلواپسی
بیا منُ احیا بکن،به قلبِ خسته ام بده حس
خاکسترم رو جون بده،بیا به فریادم برس
مهرِت برای ِ قلبِ من،همیشه بوده یه نیاز
بیا وُ با برگشتنِت،زندگیمُ از نو بساز


نام ترانه : منو برگردون به من
ترانه سرا : میثم مزروعی


منو یاد خو دم ننداز٬من از من خاطره دارم
من از آغوش وا کردن ٬به درد کهنه بیزارم
ببین دنیامو پس دادم ٬به بادی جنس خاکستر
ببین این سایه از من نیست٬ دلم شد بی در و پیکر
منو بی گریه راهی کن ٬به فردایی که از ما نیست
همین یک لحظه با من باش٬نگا کن عشق اینجا نیست
نه حرفی ببین ما مونده ٬نه لبخندی به جا مونده
یه درد مشترک شاید ٬که ما رو از خطر رونده
منو یاد خودت ننداز٬به یاد شوق یک پرواز
برای گم شدن ٬مردن ٬منو یاد خودم ننداز


نام ترانه : ...................
ترانه سرا : سمیه مرادی

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:31 توسط کانون ترانه| |


Design By : Night Skin